361. دوفاره!
ظهر با باباش اومده خونه یه نوشابه هم دستش ه و با جدیت میگه مامان دوفاره!
شیطونک بسی حرف گوش نکن شده ... تصمیم گرفتم حرفشو گوش ندم تا متوجه بشه ... بعد هی اومد نشست گفت گوشی مامان ! منم انگار نه انگار شنیدم ... بعد پاشد رفت تو اتاقش گفت اول اینا رو جمع کن که ریختی اِ 
بعله همچین دختر کارکنی دارم من 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


361. دوفاره! 
